آزادی !!!!!!


دوستانم سلام .اومدم بگم تو این ماه رجب من و دوستانم رو از دعای خیر فراموش نکنید و برای همه دعا کنید .

این شعر استاد فاضل نظری تو این روزای نفس گیر حال من و تغییر داد شاید برای شما هم همین طور باشه ؟؟

در این دریا،چه می جویند ماهی های سرگردان

مرا آزاد می خواهی ؟به تنگ خویش برگردان


مرا از خود رها کردی و بال پر زدن دادی

اگر این است آزادی مرا بی بال و پر گردان


دعای زنده ماندن چیست وقتی "عشق "با ما نیست ؟

خداوندا !!دعای دوستان را بی اثر گردان


من از دنیا به جادوی تو دل خوش کرده ام ای عشق !!!

طلسمی را که بر من بسته بودی ،بسته تر گردان


به جای اینکه هیزم بر اجاقی تازه بگذاری

همین خاکستر افسرده را زیر و زبر گردان


من از سرمایه عالم همین یک "قلب" را دارم

اگر چیزی دگر مانده است ،آن را هم هدر گردان


در این دوزخ به جز تردید راهی تا حقیقت نیست

مرا در آتش تردیدهایم شعله ور گردان !!


"خدای من چقدر محتاج نگاهت هستم ،گوشه ای مرا بس "

خدای من




خدای من خداییست که اگر سرش فریاد کشیدم!!!

به جای اینکه با مشت به دهانم بزند:(

با انگشتان مهربانش نوازشم می کند و می گوید:

میدانم جز من کسی نداری .

قفس کوچک استخوانی

هر لحظه حرفی در ما زاده می‏شود


هر لحظه دردی سر بر می‏دارد


و هر لحظه نیازی از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش می‏کند


این ها بر سینه می‏ریزند و راه فراری نمی‏یابند


مگر این قفس کوچک استخوانی گنجایش‏ش چه اندازه است؟

دکتر علی شریعتی


خدای خوبم در شبی که درهای آسمانت را گشوده ای و باز هم بنده نوازی می کنی دست ما را هم بگیر و از چشمه ی رجب جرعه ای بر کاممان بریز و خودت تنها پناه ما باش که :

"خاب الوافدون علی غیرک و خسر المتعرضون الاّ لک "

عزیزانم در این شب پر از رحمت مرا از دعای خیر فراموش نکنید

آسمان دل گرفته

ای ابر دل گرفته ی بی آسمان بیا

باران بی ملاحظه ی ناگهان بیا

چشمت بلای جان و تو از جان عزیزتر

ای جان فدای چشم تو با قصد جان بیا

مگذار با خبر شود از مقصدت کسی

حتی به سوی میکده وقت اذان بیا

شهرت در این مقام به گمنام بودن است

از من نشان بپرس ولی بی نشان بیا

ایمان خلق و صبر مرا امتحان مکن

بی آنکه دلبری کنی از این و آن بیا

قلب مرا هنوز به یغما نبرده ای

ای راهزن !!دوباره به این کاروان بیا

فاضل نظری

صل الله علیک یا صاحب الزمان

باران ببار … ببار که شاید پس از بارش تو به یادش رنگین کمانی در دلم برپا

شود.


خاک عاشقی می داند !!!

خاک عاشقی می داند

گریه می کند!!

رنج می کشد !!

و صبر می کند!!

سر به آستان مرگ می گذارد

بر شانه هایش می گرید

اما نمیمیرد !!!!!!

خاک عاشقی صبور است

بر برگهای پاییز بوسه می زند

تقدیر جهان را عوض می کند

جوانه ها را بیدار

و درختها را خواب می کند

اما خود هرگز نمی خوابد !!!!

خاک عاشقی صبور است

که سالها و سالها

برای آسمان صبر می کند

و من ، همانم

که از خاک آمده ام

چون خاک عاشقم

و چون خاک روزی

صبوری را هم خواهم آموخت....

جبران خلیل جبران


http://hamsafar.persiangig.com/new_folder/sd.jpg