با تو نیستم      تو نخوان        با خودم زمزمه می کنم !!!

من خوبم ..............من آرامم ...................من قول داده ام .

فقط کمی تو را کم آورده ام 

یادت هست ؟؟می گفتم در سرودن تو ناتوانم .....؟؟؟

واژه کم می آورم برای گفتن دوستت دارم ها !!!

حالا تمام واژه ها در گلویم صف کشیده اند ....

با این همه واژه چه کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تکلیف این همه حرف نگفته چه میشود ؟؟

باید حرفهایم را مچاله کنم و بر گرده ی باد بیاندازم 

باید خوب باشم 

من خوبم ........... من آرامم.................من قول داده ام .

فقط کمی بی حوصله ام 

آسمان روی سرم سنگینی می کند .روزهایم کش آمده 

هر چه خودم را به کوچه ی بی خیالی می زنم باز سر از کوچه ی دلتنگی در می آورم 

روزها تمام ابرهای اندوه در چشمان منند 

ولی نمی بارند چون .......

من خوبم ...............من آرامم.....................من قول داده ام .

اما شبها ........وای از شبها هوایت دیوانه ام میکند !!!!!!!

موهایم بدجوری بهانه ی دستانت را می گیرند 

تک تک نجواهای شبانه ات لا به لای موهایم مانده اند ........

کاش می شد فقط شب به خیر شب را بگویی تا بخوابم ..........

من خوبم ...............من آرامم.....................من قول داده ام .

فقط نمیدانم چرا هی آه می کشم 

آه           آه                آه        و باز هم آه 

خسته شدم از این همه اه 

شبها تمام آه ها در سینه ی منند 

ان قدر سوزناک هستند که می توانم با این همه آه دنیا را خاکستر کنم 

اما حیف که قول داده ام 

من خوبم ...............من آرامم.............

فقط کمی دلواپسم کاش قول گرفته بودم از تو !!!!!!!!

برای کسی از ته دل نخندی :(

می ترسم مثل من عاشق خنده هایت شود !!!!!!!!!!!!

حال و روزش شود این که من هستم 

تو که نمی مانی برایش آن وقت باید مثل من 

ارام باشد .................خوب باشد ................قول داده باشد .

بیچاره ............!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!